وعدهي سر خرمن: ممنوع!
الان كه چند روزي هم هست تولّد دوسالگي "دوستانه" را پشت سر گذاشتهايم، پيش خودم فكر ميكردم در مدّت اين 2سال، چند بار توي "دوستانه" قول دادم و چند دفعهاش را عمل كردم! خب، جواب اوّلي «الي ماشاءالله» و دوّمي «نهايتا ً 2-3بار»!!:)
آخرين قولم مربوط ميشود به تعهّدي كه دادم براي نوشتن يك مطلب دربارهي "بيوتن" رضا اميرخاني. هنوز محقق نشده و مصمّم هم شدهام كه ديگر نشود! چرايش را بعدا ً خواهم نوشت.(دوباره از همان قولهاي معروف دادم!)
از قول گفتم و سابقهي بدقوليام در "دوستانه"؛ كه فقط اينجا بدقولي ميكنم! رفقا همگي معترفند كه من اصولا ً آدم خوشقولي هستم. امّا "دوستانه" قضيهاش فرق ميكند؛ انگار به همهي كارهايش 10بار-10بار چله افتاده. اگر احيانا ً حوصله داشتيد و گشتي در مطالب پيشين زديد، قولهاي انجام نشده و شدهاي را پيدا خواهيد كرد.
پنهانكاري چرا؟ آن چند موردي هم كه از دستم در رفت و – البته گيرم ديرتر از موعد – به وعدهام عمل كردم، جانم بالا آمد تا مطلب را نوشتم و تازه، حاصلْ با آنچه در ذهن داشتم، زمين تا آسمان متفاوت بود! خلاصه آنكه "دوستانه" تبديل شده به نمايشگاه بدقوليها و كجقوليهاي من!
با توجّه به مطالب بالا؛ اوّلا براي اينكه خوانندگان احتمالي، دلشان بيخود و بيجهت صابوني نشود؛ و ثانيا ً حيثيت و انرژي و اعصاب من هم اينقدر الكي درب و داغون و ضايع نگردد، از اين لحظه به بعد، قول ميدهم كه ديگر دربارهي هيچچيز، در "دوستانه" قول ندهم!:-)