دوباره ماه محرّم آغاز شده و چند روزي از آنرا هم پشت سر گذاشته‌ايم. دوباره دسته‌ها و هيئتهاي عزاداري براه افتاده‌اند و كار و بارشان رونق گرفته است. دوباره هر شب صداي طبل و سنج و دُهُل دسته‌هاي كوچك و بزرگ، توجّه ما را بخود جلب ميكند؛ گاهي دسته‌اي ببزرگي يك هيئت واقعي و كلي بند و بساط و خنزل پنزل؛ گاهي هم دسته‌ايكه تنها چند پسربچّه‌ با هيكل كوچكشان، امّا با دلي ببزرگي يك دنيا صفا و مردانگي آنرا تشكيل داده‌اند و با دستهاي كوچكشان پرچمها و طبلها را حمل ميكنند. دوباره گوشه و كنار هر خيابان و كوچه‌اي، ميشود چندتا چادر پيدا كرد كه نذر كرده‌اند تا براي مدّت معيّني عزاداران امام حسين – عليه‌السّلام – را چاي بدهند. دوباره صداي نوحه و نوحه‌خواني در تك تك خيابانهاي شهرهاي ايران پيچيده و حال و هواي تازه‌اي را القا ميكند. خلاصه اينكه همه چيز و همه جا و همه كس بوي محرّم گرفته است!

 

از اذان مغرب ببعد، اگر در كوچه پس‌كوچه‌هاي شهرمان دوري بزنيم، خيلي خوب معناي اين بيت را درك با تمام وجود درك ميكنيم:

 

اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه‌ي اوست!     

        اين چه شمعي‌ست كه جانها همه پروانه‌ي اوست!

 

كربلاي معلي

 

هر كسي هر كاري كه داشته و دارد، با آغاز ماه عزيز محرّم، انگار همه‌ي آنها را فراموش ميكند و تمام همّ و غمّش ميشود يك چيز: حسين! برايش هم فرقي ندارد كه چه بكند، آنچه اهمّيّت دارد كار كردن براي يكنفر است: حسين! امروز هم در مراسم عزاداري كه دبيرستان برپا كرده‌بود – و انصافاً خيلي هم باحال بود – حاج آقاي ابوالقاسمي، پيشنماز مدرسه، ميگفت كه در ميان ائمّه، نور عزم و اراده از يك معصوم منتشر ميشود: حسين! اينروزها هرجا كه بروي و با هركه حرف بزني فقط يك چيز ميشنوي: حسين! همه‌چيز فرياد ميزنند: حسين! همه، ذكر و ورد زبانشان يك نام است: حسين!

 

... يا حسين(ع) ... يا حسين(ع) ... يا حسين(ع) ...

 

تا آخر شب، صداي نوحه‌سرايي مدّاحان كل كوچه‌هاي اطراف خانه‌ي ما را پر كرده است. ديگر اتومبيلهاي مدل بالا و پاييني كه تا ديروز صداي آهنگشان گوش همه را كر ميكرد، با شروع محرّم ديگر ضبطها را تعطيل كرده‌اند و يا بجاي خزعبلات قبلي، نوارها و سي‌دي هاي عزاي امام حسين (عليه‌السّلام) گوش ميدهند! البته بماند كه عدّه‌اي – متأسّفانه – اشعار واقعه‌ي عاشورا را هم بسُخره گرفته‌اند در نوع موسيقيهايي همچون پاپ و جاز و هِوي‌مِتال (!!!) نوحه‌ي امام حسين (عليه‌السّلام) ميخوانند!! آخر با همه چي بازي، با اين ارزشها هم بازي؟! اينجاست كه ميگويند برخي ديگر شورش را در‌آورده‌اند: "باز اين چه شورش است كه در خلق آدم است؟ " بحث در اين زمينه‌ها بسيار گسترده است و بايد بموضوعاتي همچون تصاوير معصومين (عليهم‌السّلام)، علامت و ... پرداخته شود.

 

در روايات و احاديث گوناگوني، درباره‌ي فضيلت و مقام گريه كردن براي امام حسين (عليه‌السّلام) صحبت شده است؛ ولي اين اشك، چگونه اشكيست؟ اين اشك بايد براي مظلوميّت امام حسين و يارانش، براي مظلوميّت هدف آنها باشد، نه صرفا ً براي جلب توجّه يا چيزهايي از اين قبيل. چيزيكه متأسّفانه اينروزها گريبان بعضي مجالس عزاداري را گرفته، همين قضيّه‌ي ريا و خودنمايي است. ان‌شاءالله كه برطرف گردد.

 

سخن از هدف امام حسين و يارانش شد. فكر میکنم همين چيزهاييكه بارها از راديو و تلويزيون و منبرها شنيده‌ايم كافي باشد. من هم اين جسارت را نميكنم كه بخواهم درباره‌ي چيزي كه علمم بآن قدر نميدهد، نظري بدهم.

 

                                                                 شش گوشه‌ي امام حسين (عليه‌السّلام)

 

پ.ن.1: از كليّه‌ي دوستان، بويژه حسين عزيز معذرت ميخواهم كه فاصله‌ي زماني زيادي ميان اين پست و پست قبلي افتاد. حقيقتش گرفتاريهاي درس و مدرسه و تكاليف بود ديگر! خودتان كه بهتر ميدانيد!

 

پ.ن.2: در باب محرّم و عاشورا، صحبتهاي زيادي در عرصه‌هاي مختلف دارم كه اگر وقت باشد و مثل دفعه‌ي پيش (رجوع كنيد به پ.ن.1!) گرفتاري نباشد، حتما ً خواهم نوشت.

 

پ.ن.3: ايّام دهه‌ي فجر و همچنين بيست و سوّمين سمينار علوم و فنون دبيرستان علامه حلي (اه، چه نام طویلی! نمیتوانستند اینرا هم مثل سمپاد، سرواژه کنند؟!) هم در پيش است! باز هم اميدوارم گرفتار نشوم!:)