صیغۀ احترام
میگفت:«بمن بگین یاشار.»
میگفت:«آقا باباته؛ من یاشارم.»
میگفت:«"شما" یعنی چی؟ من یه نفرم. وقتی منو صدا میزنی بگو "تو".»
میگفت:«چرا میگی "گفتین" و "خوندین"؟ داری با چند نفر حرف میزنی؟ یاد بگیر، عادت کن وقتی با یه نفر حرف میزنی، بگی "گفتی" و "خوندی".»
***
«... خواهشمندست دستور فرمایند تا نامۀ مذکور در روند اداری قرار گیرد. پیشاپیش از بذل مساعدت و همکاری ایشان کمال سپاس و تشکر را دارد ...»
***
«اگر خداوند حرکت از آن میکند که خصمان بدر بلخ جنگ میکنند، ایشان را آن زهره نبوده است که فرا شهر شوند که مردم ما بر ایشان چنان چیره اند که از شهر بیرون میآیند و با ایشان جنگ میکنند. اگر خداوند فرمان دهد، بندگان بروند و مخالفان را از آن نواحی دور کنند. خداوند را بهندوستان چرا باید بود؟ این زمستان در غزنی بباشد [...] و اگر خداوند برود، بندگان دلشکسته شوند. و بنده این نصیحت بکرد و حق نعمت خداوند را بگزارد و از گردن خود بیفگند. و رأی رأی خداوند راست.»
[بخشی از صحبتهای احمد عبدالصّمد، وزیر مسعود، در بازداشتن او از سفر بهندوستان در سال 431]
(تاریخ بیهقی، چاپ خطیب رهبر، ص 994)
«بنده این حکایت از آن یاد کرد تا خداوند عالم – خلد الله ملکه – بداند که بخشودن چون نیکو خصلتیست.»
(سیاست نامه، چاپ هیوبرت دارک، ص 199)
«[دمنه بشیر] گفت: نشاید که مَلِک بدین موجبْ مکان خویش خالی گذارد و از وطن مألوف خود هجرت کند.»
(ترجمۀ کلیله و دمنه، چاپ مینوی، ص 70)
***
با کسی رودرواسی دارید یا احترام زیادی برایش قائلید یا در نظر شما آدم بزرگیست؛ بهر جهت. بعید میدانم موقع صحبت رو-در-رو، چهارچشمی زل بزنید تو چشمهاش. غالبا در همچین شرایطی، آدمها سرشان را میندازند پائین یا بهر نحوی سعی میکنند مستقیم بطرف نگاه نکنند.
***
تا قبل یکی-دو قرن پیش، هیچ جا در زبان تداول، احترام را در تبدیل ضمیر و فعل مفرد بجمع نمیدانستند؛ هیچ جا. نمیدانم دقیقا از کِی فرانسه در فارسی رسوخ کرد؛ ولی احتمالا از همان وقت بود که بتدریج اوضاع و ملاک ادب و احترام در زبان ما اینجور شد. این، صیغۀ احترامِ فرانسویست. یاشار میگفت در فرانسه فعل و ضمیر را جمع میبندند برای رسیدن بجمله های محترمانه.
صیغۀ احترام فارسی اصیل، استفادۀ سوّم شخص عوض اوّل و دوّم شخص – هر دو – است؛ یعنی بوده. چند خطی که از متون قدیم بعنوان نمونه در بالا آورده شد، مثالهای خوبی هستند. هنوز هم ردّپائی از این شیوه را در پاره ای نامه های رسمی و اداری میبینیم. در حقیقت این نوع از احترام، بسیار شبیه حالتیست که در برابر آدم بزرگ و مهمّی قرار میگیرد. همانگونه که آنجا ترجیح میدهید مستقیما باو نگاه نکنید، اینجا هم – در گذشته – ادب خود را با غیرمستقیم سخن گفتن نشان میدادند.
نفوذ زبانهای دیگر در فارسی، تا آنجا بوده که توانسته حتا نحوۀ احترام گذاشتن ما بهم را هم تغییر دهد!
پ.ن.: یاشار ترم دوّم سال دوّم راهنمائی، معلم انشامان بود. با هم کلیاتی دربارۀ داستان نویسی خواندیم.